السيد اليزدي ( مترجم : القمي )
77
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )
( مسألة 6 ) در ساتر فرقى ما بين افراد آن نيست پس جايز است پوشانيدن بهر چه كه ستر بان عمل أيد حتى بدست خود يا دست زوجه وكنيز خود ( مسألة 7 ) واجب نيست ستر عورت در تاريكى كه مانع رؤيت باشد يا كسى حضور نداشته باشد يا آنكه كور باشد يا معلوم باشد كه نظر نخواهد كرد ( مسألة 8 ) جايز نيست نظر كردن بنا محرم يا به عورت غير از پشت شيشه يا در اينه يا در آب صاف كه عكس آن نمايان باشد ( مسألة 9 ) جايز نيست ايستادن در مكاني كه علم دارد به اين كه نظرش به عورت غير ميافتد بلكه واجب است از آنجا برود يا چشم خود را به پوشد واگر علم نداشته باشد بلكه شك يا مظنه داشته باشد جايز است ولكن أحوط نيز نه ايستادن يا پوشانيدن چشم است ( مسألة 10 ) هر گاه شك داشته باشد در وجود ناظر يا در بودن نظر آن محترم پس أحوط پوشانيدن است ( مسألة 11 ) هر گاه شخص مضطر شد به نظر كردن به عورت غير مثل آنكه در مقام معالجه باشد پس أحوط آنست كه اينه را مقابل عورت أو گذارد ودر آن نظر كند اگر كفايت كند واگر چاره نباشد جز نظر كردن پس باكى ندارد ( مسألة 12 ) حرام است در حال تخلى رو به قبله وپشت به قبله كردن بجميع مقاديم بدن هر چند عورت خود را از آن سمت بگرداند ومراد بمقاديم بدن سينه وشكم وزانوها است وأحوط ترك استقبال واستدبار به عورت تنها است هر چند مقاديم بدن منحرف باشد وفرق نيست در حرمت استقبال واستدبار ما بين ابنيه وصحارى وقول بعدم حرمت در أول ضعيف است وقبله منسوخه مثل بيت المقدس حكم قبله فعلى ندارد وأقوى عدم حرمت استقبال واستدبار است در حال استبراء واستنجاء واگر چه ترك أحوط است واگر مضطر شود بارتكاب يكى از اين دو يا كشف عورت در نزد ناظر محترم اختيار كند يكى از اين دو را واگر قبله مشتبه باشد فحص واجتهاد كند وبا عدم علم بعيد نيست عمل بمظنه واگر قبله مردد شد ما بين دو جهت متقابل اختيار كند يكى از دو جهت ديگر را واگر قبله مردد شد ما بين دو جهت متصل پس مثل آنست كه مردد ما بين چهار جانب باشد كه تكليف ساقط است ومخير است ما بين جهات أربعة ( مسألة 13 ) أحوط آنست كه طفل را در حال تخلى رو به قبله وپشت به قبله ننشاند وهر گاه صبي يا مجنون در حالي تخلى رو به قبله يا پشت به قبله نشسته باشند واجب نيست منع انها وواجب است ردع بالغ عاقل عالم به حكم وموضوع از باب نهى از منكر واگر جاهل به حكم